۱۳۹۲ فروردین ۱۹, دوشنبه

نمای بسته‌ی خودم را در قاب فلزی روی دیوار پیچیده‌ام زمستان سردترین فصل سال نیست و خماری بدترین درد. مشت مشت ویتامین دی می‌خورم اقای دکتر پیش‌نهاد داده است برای افسردگی خوب است هیچ اثری ندارد حتی اگر بگویی به اندازه‌ی سرکشیدن یک بطری الکل، الکلی شدن هم دردی ست برای خودش. من همان زف را ترجیح می‌دهم. خماری را ترجیح می‌دهم این که تمامش درگیری را ترجیح می‌دهم درست یادم نیست که پیش از زف چکار می‌کردم و پیش از الکل هم راه زیادی گذشته‌است از زمانی که روی زمین راه می‌رفتم. آدم‌ها باید پوست‌شان خیلی کلفت‌تر از آن روزها شده‌باشد. زمان را از دست نده پسرم اسب‌آبی روز جهانی تخم‌گذاری گفتم. ولی من از دست دادمش زمان را و زمینم را