۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

را می‌خوام

سه‌ی سحر که سفره‌ماهی‌ روی شیروانی خواب‌بود و سگ تک عویی کشید، باشد که مطلع شعری شود- شده‌است- در سه‌ی سپیده با سوتی‌های همیشگی شاعر و زیر‌شلواری راه‌راه افتاده کنار

هیچ نظری موجود نیست: