دراومد زمستون سراومد بهارون
گل سرخ گوله باز اومد و خون شد فراوون
کوهها گشت سیاهکل به خون خفته خوابند
تو کوهها دارن خون خون خون تو جون میکاوند
توی کوهستون تنش پارهپاره تفگش کناره اشکه که میباره
توی دلها درد درد درد توی دلها درد درد درد
یه عالم غم میباره ای یه عالم غم میباره
۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر