این که خیلی وقته عکس پروفایلم و عوض نکردم میخواست یه عکس از خودم بگیرم صبح که بیدار شدم گوشهی لبم خیس بود طبق عادت ده سال گذشته یه نیم ساعتی تو رخت خواب غلتیدم یه شورت تقربین سه چهار سال کارکردهی رنگ و رو رفته پامه با یه تیشرت خاکستری که چند جاش روی قفسهی سینه و یکی روی آستینش سوراخ شده همیشه برام سوال بود که چطوری سیگار دستم بوده که آستین تیشرت و سوزوندم ولی هیچ وقت به جوابی نرسیدم. وای از موهام بگم شیش ماه ه نرفتم سلمونی و یعنی همین مدته که شونه نشدند ریشهام رو هفتهای دو هفته یک بار میزنم الان نزدیک دوهفته رسیدند با موهای وزوزی و ریشهایی که روی چونه چند تاشون سفید شده به نظر کثیف میآم ولی بگم من تقریبن هر روز دوش میگیرم اگر که هر روز نشه دو روز یک بار دیگه حتمن این کار رو میکنم مگر این که نخوام از خونه بیرون برم که شده تا یک هفتههم خودم و نشورم. دماغم و هر کی میبینی میگه وای چقدر بزرگ چرا عمل نمیکنی به نظرم دماغم در دستهی عقابیها نمیگنجه نوک دماغم یه جور خاصیه خیلی سرش اومده پایین و در انتها یککم پهنه اینه که وقتی میخندم تقریبن تمام صورتم و پر میکنه از درازی نوک دماغم همین بس که تنها شیرین کاری که بلدم رسوندن نوک زبونم به دماغمه. بابا بزرگمم فقط همین یه شیرین کاری رو بلد بود. خلاصه وقتی میخواستم این عکس رو بگیرم دهنم خشک بود و بوی گند میداد احتمالن چون تازه از خواب بیدار شدهبودم و با همون لباسهایی که گفتم و وضع صورت دوربین رو با دست راستم گرفتم و بعد روی شکمم پایین کشیدم آروم دستم و از اونجایی که تیشرتم بالا رفته دستم به پشمهای زبر دور نافم خورد در حالی که به زور میخندیدم و سعی میکردم دماغم را به تمام صورتم گسترش بدهم این عکس و گرفتم تازه شب پیشش ۴۷۵ سیسی الکل ۴۰ درصد روسی خوردم ارزون ترین عرق اینجاست و پشتش سه تا آلپرا انداختم بالا همینه که چشمام این قدر خماره و صورتم داغون انگار که تمام صحرای آفریقا را یه نفس پیاده رفتم.
وای Hovaxshata کاش اینجا بودی دوست ندارم از خودم عکس بگیرم کاش بودی و این عکس خوشگل و از من میگرفتی
وای Hovaxshata کاش اینجا بودی دوست ندارم از خودم عکس بگیرم کاش بودی و این عکس خوشگل و از من میگرفتی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر