۱۳۹۲ دی ۱۵, یکشنبه

یک‌جایی ترکیبی از چند واژه دروازه‌ای را باز می‌کند که دیگر بسته‌نمی‌شود وقتی تمام بدنت می‌لرزد چیزی که من به شما وعده می‌دهم تکرار بی‌پایان خوانش‌های گوناگون است آن‌گونه که شما را خوش بیاید اینجا این چند خط از من چیزی نمی‌گویند می‌گردند در شمایی که انگشتانتان را هنوز به خاکستری‌ روزها و زردی سر انگشتانتان را به سرخی و بعد سیاهی و بعد به خالی رنگ‌ها نفروخته‌اید چیزی می‌یابند و بعد ب پرتابش می‌کنند سرتان را کنار بکشید همین

هیچ نظری موجود نیست: