۱۳۹۲ اسفند ۴, یکشنبه

تمامش سرازیر است

تصویری خاکی از ستایشی روی دیوارهای شکسته
روی‌ لبه‌های ریخته
و تمام جویهای خشک شده
رودها
تصویری خاکی از دور
دورتر
سگ، مرد موتور سوار را زمین زد
از این‌جا تا تمام راهای رسیده به تمام دوراهی‌ها
مارها، خوابیده، روی تمام جاده‌ها
و بوته‌های سوخته، کباب گوشت و دود و درد
دست باد کرده
رگه‌های مصدوم
معدن‌چی
مقصود، جاری در تمام گشتن بی‌دید چشم‌ها در بیداری
مقصد
تمام قدم زدن‌های مسیر خاکی
رد مرد موتور سوار از دور خاک، گرد
سر سرخ خروس
روی سر خروس، سرخی
خون
روی خون، چشم
روی چشم، دست
دست دوست
دست دشمن، روی چشم دشمن
خاک
خون
انتها در بی‌نهایت خاک و خون می‌ریزد به
تمام رودهای خشک، به جوی‌های خشک، سیالی از خاک
می‌ریزد
دارد
اما
مارهای سر سرخ
سر مرد موتور سوار، روی تپه‌ای انتهای خاکی
نگاهش
تمامش خیانت دست
دست اول
بعد دست دوم
و حالا پای اول روی دیوار خاکی
مرد روی موتور نشسته‌است
دستش با اشاره‌ی شست به اشاره فنک می‌شود
سرک می‌کشد به آن سمت دیوار
دست از جیبت بیرون بکش
قدم بزن تا تقاطع راه اول با دوم
راست راست چپ راست چپ راست
درمی‌زند
لاک‌پشت
خارپشت
پشت‌ هم
پشت به پشت
تمام مردمان روی جاده نشته‌اند
روی جاده‌های خاکی
ورد می‌خوانند
پشت به پشت، تمام مردمان، لال
کر اند
رو در رو
پشت به پشت
ورد می‌خوانند
اع اعع اعه
وردِ، از حنجره‌ی سوراخ
صدای باد از سوارخ
می‌دانستی هیچ‌کس چیزی نمی‌شنود؟
نگاهت تمام مدت روی چهره‌ی پشتی می‌ماند
چرا که
آشنایی تمام جاده‌ها، از نگاه آدم پشتی است
دست از پشتی، پیش
از پیشی، پس
دستت را از دست مرد موتور سوار بیرون بکش
سی‌صد و سی سی‌سی الوورا بنوش
با طعم سیب
تا سر مرد، تمام راه‌ها سرازیری ست
تا سر مار، تمام راه‌ها سرازیری ست
تا پایین تر و تمام راه برگشت، سرازیری ست
پایین‌تر
تا ته لاک‌پشت
دمش که تکان می‌خورد
و سرش که سر مار به دهانش است
و دمش، همه سرازیری ست.

تا موتور مرد سوار و تا بارش که از قدیم می‌کشد تمامش سرازیری ست.

هیچ نظری موجود نیست: