۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

When I'm rushing on my run

ای لعنت به این ‌جیب‌های خالی ته کیفم را می‌گردم یک سرنگ هست پس تمام کار این است که دوتومن جور کنم توی گردی کسی نیست از در روبه‌روی ریاضی وارد گردی می‌شوم و از لای شمشادهای مقابل بیرون می‌زنم که پایم به کسی که سیگار می‌کشد گیر می‌کند تمام راه از گردی تا روبه‌روی بوفه را سرمی‌گردانم که کسی را آشنا پیداکنم
هی چطوری چه خبر آقا دو تومن داری تا سر ماه به من قرض بدی ای دستت درد نکنه نه می‌بینمت چاکریم
نگاهی به پاکت سیگارهایم می‌کنم خوب هنوز برای فیلتر سیگار می‌ماند و بعد همان را هم می‌کشم یک نخ برمی‌دارم از این به بعد تصاویر تکه تکه اند در تعاونی در سوران در تعاونی و الف صفر رسیده‌ام توی دستشویی سرنگ را با آب می‌شویم که سرش گرفته است باید شوت که می‌کنی سر سرنگ را بشویی اگر نمی‌خواهی به این دردسر بیفتی اندکی آب می‌جوشانم و می‌کشم و سر سرنگ را تمیز می‌‌کنم زف می‌جوشد و با هزار ترس که نکند گیرکند سر سرنگ را در دستم می‌کنم
تمام

هیچ نظری موجود نیست: