۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه

سه روز گذشته سرم روی کارم بوده است و برای تمام هفته‌ی بعد هم انگار که باید باشد نگاه می‌کنم به ده سال گذشته هیچ وقت در یک هفته این‌قدر جان‌نکنده‌ام و شاید در صد سال گذشته این طور نبوده‌ام احساس بدی دارم احساس می‌کنم که این‌ها بلدند چطور از آدم‌ها کار بکشند بلدند خرت کنند انگار می‌دانند چطور سوارت شوند و این خیلی خوب نیست من آقا سواری بده نیستم گفته باشم یک هو جفتک می‌زنم می‌اندازمتان پایین نکنید این کار را

هیچ نظری موجود نیست: