حالا میتوانم تمام گذشتهام را به یاد بیاورم میتوانم تمام روزهای زندگیام را تکتک با حسهایش به خاطر بیاورم. تمام گشتنهایم را و تمام بودنهایم سفرهایم را آنها که آن زمان این حد بیارزش مینمودند آنها که جز از روی بیمیلی به زیستن نبودند این روزها با تمام کتابهایی که خواندهام دست در دست هم دادهاند و فریبکاری ذهنم را به یاری گرفتهاند تا از رویا برایم دنیایی بسازند که دست نیافتنی ترین است که خواستنی ترین است و گاه ترسناکترین.
دیری نمیپاید رستگاری چیزی از من میشود
دیری نمیپاید رستگاری چیزی از من میشود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر