۱۳۸۷ بهمن ۳, پنجشنبه

خواب بگزار م

ابر از سر آسمان‌ بارد
باران
روز از سر تقویم ‌برد
عمر
شب برچیند از سر من
خواب
یک شبش خوشم
عکس‌می‌بینم
پندار
روی سبزی خاک
می‌چیند -برای گاوش در آغل-
می‌چرم -با ترشی-
آخ که یک شبی خوشم
برگ می‌کش‍ -مچاله در کاغذ- م
می‌غلتم
در خانه در زمان بود
زمانی که خانه بود -زمانی که خانه بود، بود به از نبود بود هر وقت! خانه که بود خواب کم نبود همه‌ش خواب بود پشت دیوارش آه بیدار کجا هوش‌یار کجا بود-
چه غوغایی
بیدار می‌شوم -خواب می‌دیدم؟-
یک شبِ خوش
خواب می‌بینم؟

هیچ نظری موجود نیست: