۱۳۸۷ بهمن ۶, یکشنبه

چشمانم را نبند

می‌گذرد که ببینی، که تا نرود... آمده‌ام فیلم ببینم، برگردان، دوباره، از آن‌جا، سر پرده، نیمه، ببند چشمانت را، نه، بار دگر، نخند شوخی نیست، نه، اشکت چی‌ست، قمقمه را بردار، دوربین را بگزار، خواب خواب و لب‌خند، فریادت، آه نمی‌خواهم این کابوس تمامد(تمام‌شود)، نمی‌خواهد بماند، چشمان باز، پلک‌نزن.
هی! من عاشق دیدنم
هی! دوستت دارم
هی! به خوابم‌می‌آیی



م‌را نکش نزدیک مرگ رهان(رها‌کن)

هیچ نظری موجود نیست: