نه مموز
نه
درد، خواب نیست دو نیست نشین نیست اگر تو بگویی ستیز نیست، نه، نخواستن تمام راه، راهش دگرنکردن به تماشا نرفتن، زندگی نیست.
همهی راه نادرست، نگو پی رویا نبایدرفت نبایدکرد، نگو که نبودیم.
بر کنار ستردهی گنگ زندگی و مرگ گامزدن آه که خوش بود نرم پرند بود بیک از این خط ناپدید ناپایدار از غرقه در شنها میترسم از مرگ میترسم از آدمها هم نه به اندازهی مرگ از دیوار از درخت نه به اندازهی مرگ از فروافت از سرعت نه به اندازهی مرگ از هیاهو من بیش همه از مرگ میترسم بیش از زندگی.
نه
درد، خواب نیست دو نیست نشین نیست اگر تو بگویی ستیز نیست، نه، نخواستن تمام راه، راهش دگرنکردن به تماشا نرفتن، زندگی نیست.
همهی راه نادرست، نگو پی رویا نبایدرفت نبایدکرد، نگو که نبودیم.
بر کنار ستردهی گنگ زندگی و مرگ گامزدن آه که خوش بود نرم پرند بود بیک از این خط ناپدید ناپایدار از غرقه در شنها میترسم از مرگ میترسم از آدمها هم نه به اندازهی مرگ از دیوار از درخت نه به اندازهی مرگ از فروافت از سرعت نه به اندازهی مرگ از هیاهو من بیش همه از مرگ میترسم بیش از زندگی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر