۱۳۸۷ اسفند ۱۵, پنجشنبه

بیدارم کن

آن شب در شهر شامپاین که اسمش فراموشم‌شده‌است پی جای خواب می‌گشتم که پسری جادوی زبان فرانسه را با بنگ ناب نشانم‌داد بی‌خود نه من سیال زمان را به حرفی از بیگانه آلودم نه او، فرانسوی فارسی چه شبی بود یادم هست آخرش گفت: جا ندارد و نمی‌داند کجا می‌شود جای خواب یافت من هم سپاس‌گزار خواستم برایم بنگی دیگر بپیچد و بنگ به دست رفتم تمام شهر را بیدار کنم.

هیچ نظری موجود نیست: