اگر شاهی امیری شدم شدید -سیب را بیاندازی بالا هزار تا چرخ میخورد تا برسد زمین- از بیداری یک ساعت گذشت خوابیدن در تخت را جرم بخوانید.
از صبح میخواهم بیرون بروم از تخت تکاننخوردهام نه بود که چشمبازکردم سیگارکشیدم و دستکردم موسیقی آوردم نیوشیدم و بعد یاد شب پیش و فیلمی که گفتهبود بلندنشدم روی تلویزین همانجا تا نیمروز دیدمش فکرکردم چه درگیر ماندهاست با این فیلمش مگر گفتهبودند بایست خفهاشکنی! این بود. و دستکردم از آن سمت کتاب بیرون کشیدم تا دو شاید سه که از شاش و گرسنگی بلند شدم، هیچ برای خوردن نماندهبود چون همیشه نمیدانم کی و کی اینها را که میخرم میخورد خوردهبرنجها را در قابلمه ریختم و یک تخممرغ چاشنیاش کردم و دوباره درازکشیدم که با صدای جلزجلز و بوی تهدیگ برخاستم نهارکشیدم آوردم روی تخت خوردم خبرها را دورهکردم و باز کتاب دستگرفتم تا الان که شب است و وقت الکل.
فردا هم وقت هست میشود بیرون رفت هوا اینجا بهشتی شدهاست شاید مست که شدم رفتم دریغ این هوا که در خانه بمانی با جهنمی که ماه دیگر داریم.
از صبح میخواهم بیرون بروم از تخت تکاننخوردهام نه بود که چشمبازکردم سیگارکشیدم و دستکردم موسیقی آوردم نیوشیدم و بعد یاد شب پیش و فیلمی که گفتهبود بلندنشدم روی تلویزین همانجا تا نیمروز دیدمش فکرکردم چه درگیر ماندهاست با این فیلمش مگر گفتهبودند بایست خفهاشکنی! این بود. و دستکردم از آن سمت کتاب بیرون کشیدم تا دو شاید سه که از شاش و گرسنگی بلند شدم، هیچ برای خوردن نماندهبود چون همیشه نمیدانم کی و کی اینها را که میخرم میخورد خوردهبرنجها را در قابلمه ریختم و یک تخممرغ چاشنیاش کردم و دوباره درازکشیدم که با صدای جلزجلز و بوی تهدیگ برخاستم نهارکشیدم آوردم روی تخت خوردم خبرها را دورهکردم و باز کتاب دستگرفتم تا الان که شب است و وقت الکل.
فردا هم وقت هست میشود بیرون رفت هوا اینجا بهشتی شدهاست شاید مست که شدم رفتم دریغ این هوا که در خانه بمانی با جهنمی که ماه دیگر داریم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر