تمام زندگی ات خلاصه شدهاست تمام کثافتهای عالم بشری، تمام سیاست تمام زندگی میگویم، تمام یعنی تمام حتا غذا خوردن و ریدن تمامش خلاصه شدهاست در یک سیسی سرنگ انسولین و این سرنگ در دستت است این لحظه لذت محض است سرسرنگ توی رگهایت و خون را میکشی برای ما که دیگر رگی در دستمان نماندهاست دیدن رنگ خون نشيگی ای میآورد که خود لذتی است از جنس نوید لذت و بس شدید.
یادم است توی دستشویی ام تنها ممد یا عادل کنارم نیست ما همیشه دو نفری دستشویی میرفتیم و تک تک بیرون میآمدیم بیانکه شلوار از پا بگیریم. آب گرم را روی دستم باز کردهام زمستان است و رگها رفته اند آن زیر و کیف سورمهای ام را که کارکردش چیزی شبیه به ترنیکت است دور دستم پیچیدهام رگ ام را میبینم و تمام آن چه در سرنگ است را شوت میکنم که خوابم میبرد بیست دقیقه بعد با سرنگ دردستم و خیس خیس بیدار میشوم که یادم میاید از وسط کلاس بیرون آمده ام کجا بروم گرمتر از کلاس این زمستانی راه میافتم و برمیگردم سرکلاس در حالی که از سرتا پایم آب میچکد
یادم است توی دستشویی ام تنها ممد یا عادل کنارم نیست ما همیشه دو نفری دستشویی میرفتیم و تک تک بیرون میآمدیم بیانکه شلوار از پا بگیریم. آب گرم را روی دستم باز کردهام زمستان است و رگها رفته اند آن زیر و کیف سورمهای ام را که کارکردش چیزی شبیه به ترنیکت است دور دستم پیچیدهام رگ ام را میبینم و تمام آن چه در سرنگ است را شوت میکنم که خوابم میبرد بیست دقیقه بعد با سرنگ دردستم و خیس خیس بیدار میشوم که یادم میاید از وسط کلاس بیرون آمده ام کجا بروم گرمتر از کلاس این زمستانی راه میافتم و برمیگردم سرکلاس در حالی که از سرتا پایم آب میچکد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر