سگ اضافی تا گردش عصر از خانهی پدری به گور پدرش، برای گوارش آش سال و هوای آفتابی، به گه نشستم و آفتاب که تابید خشکید بر من تا باران سال دیگر یا برف دوباره گندش به هوا رود، در روده در مغز و چه نغز، تا سگ ولگرد از این گوشه عوعوکند گردنش به قلاده کشم و کبابی "آقا بفرما" سرسرنگ آهنی به قلبم "نگی دیگه!" دشنه در جهنم نشان چلیپا بر بازو کشد یکدست، از آبشار آن قطره را بگذار
این نقش برای تو که میخندی
هههه
این نقش برای تو که میخندی
هههه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر