۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

ما ایشان

در سیاهی گورهاشان به تیرگی نقش بتی تراشیدند بر دیده‌ها که به نور خورشید در چشم‌مان دیوی پلید بود در برق چشمان‌شان و در تنهایی‌شان نوید
خفته مردگان در تابوتی از یادها بی‌رنگ بی‌طعم با داغ‌هایی از ما مردمان چیدند نگاری را به فسون‌گری چون افیون چراغ تاریکی‌شان
و تاریک درمان‌شان چشم بر‌هم کشیدن بود پریشان ارواح را در تاراج دزدانه نگاه‌مان به یغما
رفتند از یادها

هیچ نظری موجود نیست: