همان شب چهار نفر دیگر که من می شناسمشان به طرز مرموزی با شرایطی غیر عادی روبه رو شده اند همه اشان زندگی که می کرده اند پس از آن کاملن در تصرف چیزها بودند که زندگی مرا هم در تصرف داشته اند همه اش محصول آزمایشی شده اند که یگمانم از سال ها پیش ادامه دارد چهار نفر در چهارگوشه ی دنیا که شهری عظیم چون تهران به هم می رساندشان یعنی که می رساندم در جایی که هیچ چیز ناممکن نیست.
این چهار نفر را می شناسم و جریان دزده شدنشان را برایتان بازگو خواهم کرد
این چهار نفر را می شناسم و جریان دزده شدنشان را برایتان بازگو خواهم کرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر