از فردا!
خانهی احمد سوسکه جایی است بین دانشگاه و کامپ از در کوچیکه یا در تعاونی تا خانهاش درست همانقدر راه است که از خانهش تا خانه خالهها سوران زهرا مرضیه که خدا از هر سهشان و از دختران و شوهران و تمامی کسانشان راضی باشد به دیوار چیزی از جنس تقویم زدهایم که روزههای شوتمان را مشخص میکند برای هر روز شوت یک ضربدر در روز تقویم و تصمیم که هیچ دو ضربدری کنار هم نباشد یک هفته میگذرد تقویم پر است از ضربدر هفتهی دیگر کامل سفید نه که نزدهایم فقط ضربدر نخورده است و هفتهی دگر تقویمی به دیوار نیست فقط جای چسبهایی که تصمیمی بزرگ میگفت
خانهی احمد سوسکه جایی است بین دانشگاه و کامپ از در کوچیکه یا در تعاونی تا خانهاش درست همانقدر راه است که از خانهش تا خانه خالهها سوران زهرا مرضیه که خدا از هر سهشان و از دختران و شوهران و تمامی کسانشان راضی باشد به دیوار چیزی از جنس تقویم زدهایم که روزههای شوتمان را مشخص میکند برای هر روز شوت یک ضربدر در روز تقویم و تصمیم که هیچ دو ضربدری کنار هم نباشد یک هفته میگذرد تقویم پر است از ضربدر هفتهی دیگر کامل سفید نه که نزدهایم فقط ضربدر نخورده است و هفتهی دگر تقویمی به دیوار نیست فقط جای چسبهایی که تصمیمی بزرگ میگفت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر