۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

برای شمایی که تازه وارد این صنعت شده‌اید می‌گویم همیشه -از شبی که دراگ را دیدم- یک شعار داشته‌ام یک شعار که تا شد کشاندمش به عمل.
شمایی که استاد این صنعت اید همیشه یک شعار داشته‌آم -از روزی که اولین کتابم را خواندم- یک شعار که تا شد کشاندمش به عمل
شمایی که وقت‌تان را در پیاده‌روها به صلیب می‌کشید هم همیشه یک شعار داشته‌ام
شمایی که عاشق خوابید شمایی که کرختی را می‌خواهید شمایی که به درد خو دارید شمایی که صورت می‌گردانید شمایی که سربلند نمی‌کنید شمایی که می‌سپوزید شمایی که دوست دارید متنفرید شمایی که می‌خواهید تشنه‌اید
من همیشه یک شعار داشته‌ام: یه کمی بیش‌تر
برای شما می‌گوییم که من همیشه یک شعار داشته‌ام و دارم و تمام فراخی کونم از اصطکاک کیرهای شما و آن‌ها و کیر خودم همه برای همین یک شعار است که خط کشیده‌است روی سقف ذهنم من همیشه بیش‌تر می‌خواهم همیشه به‌تر می‌خواهم نه این‌ها به‌ترین می‌خواهم و نمی‌گذرد که انتها آشکار می‌شود نه ته‌ای نیست آن‌سو این‌سو همه پر از چیز‌هایی ست که برای هر کدام یک عمر می‌خواهد برای هر کدام هزار سال و تقدیر بر پیشانی نوشته‌است صد سال اگر حال بدهم اساس. خوب شما جای من همه را ول نمی‌کنید و در یک روز پاییزی خودتان را از سقف از کسرا آویزان نمی‌کنید که همین نگاه کنید برای ساعتی کامل آن نقطه را در دور دست.
شما جای من یک روز سرنگ را پر از ده گرم دوا نمی‌کنید که چشم ببندید آن چنان که کسی در رویا ندیده‌است.
شما جای من و این حلقه‌ بی‌چون زندگی آقا خسته‌شده‌ام من این نخواهم آن نخواهم هیچ چیز مگر کامل نخواهم. پرم از این کس‌شعرها و تمام احساس‌ها خوب‌ها بدها برای ده دقیقه نیم ساعت من مغزم را می‌خواهم در بیاورم در کاسه‌ی آب نمک فروکنم و جریان برق را از این سیم‌های بلند کناره‌ی جاده برسانم به تشت بدنم را می‌خواهم ماهیچه‌هایم را تا زیر پرس پانصد تن آن‌قدر مچاله کنم که هیچ‌کس نکرده‌است استخوان‌هایم را می‌خواهم با بمب اتم بکوبم چربی‌ها را در جهنم کباب کنم
می‌خواهم باقی عمرم را چاله بکنم می‌خواهم تا مانده برایم سوراخی بکنم روی سطح ماه

۱ نظر:

ناشناس گفت...

http://www.youtube.com/watch?v=SmVAWKfJ4Go&feature=PlayList&p=E64FB399A242F2A4&playnext=1&playnext_from=PL&index=17